خواجه نصير الدين الطوسي

46

روضة التسليم يا تصورات ( فارسى )

بيرون كنند و دعوت و تكليف محقّان از براى نيكان است و نيكان باوّل وهلة در اين عالم بمكتسبات ناصواب و ارتكاب بر مآثم خطيئة از سر فطرت همىافتند و به آن دعوت و تكليف كه مثل آن با نفوس نيكان همچو طبيعت اكسير است كه در وجود هر مس تأثير مىكند و او را عيار زر خالص ميدهد ، مكتسبات ناصواب از ياد باز مىبرند و با فطرت اوّلى ميرسانند ، نه از براى بدان به آن كه بدى هم نيك شود كه حاصل بدان در دعوت و تكليف اين است كه ليس له دعوة فى الدّنيا و [ 39 ] لا فى الآخرة و نيز اگر كسى گويد كه فعل خلق متناهىست ، چرا از حضرت صمديّت بجزاى نامتناهى مأخوذ ميماند ، يعنى چرا گناه متناهى را عقوبت نامتناهى مىآيد ، جواب اين است كه از حضرت صمديّت گناه متناهى را عقوبت نامتناهى نمىآيد امّا همچنانكه نفوس نيكان بطبع مستحقّ ثواب مىگردند و ابدا سرمدا دائما در سرور و بهجت و لذّت و سعادت ابدى همىمانند نفوس بدان بطبع مستحقّ عقاب ميگردند ابدا سرمدا و در آن ندامت عظمى و مصيبت كبرى بميمانند نعوذ باللّه منها و به اين دلائل و مقدّمات شناخته گردد كه شرّ در ابداع وجود ندارد و خير و شرّ را دو مبدأ نيست ، و هر كه اثبات اين دو مصدر متضادّ كند و يزدان را مصدر نور و خير دانند و اهرمن را مصدر ظلّام و شرّ ، و يزدان و اهرمن را بد و ضدّها نهاده باشند و هر جا كه ضدّ با ميان آيد همچون دو خصم باشد بحاكمى بالاى هر دو محتاج ، و اين هر دو خطاى عظيم باشد به اين كفر صريح ، و السّلام